خرید بک لینک

وبلاگخوشبختیکلمه گاهی ،آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ،که حسش نمیکنیم ،چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، وبلاگخوشبختیکلمه بود ،دستهای بزرگ و زبر بابا را گرفتن ،وبلاگخوشبختیکلمه بود ،خنده های کودکیهامان ،شیطنت ها ،آهنگ های نوجووانیمان وبلاگخوشبختیکلمه بود ،اما ، ندیدیم و آرام از کنارشان گذشتیم ،چای را به غر غر خوردیم که کمرنگ یا پر رنگ است ، سرد یا داغ است ،زور زدیم تا دستمان را از دست بابا جدا کنیم و آسوده بدویم ،گفتند ساکت ، مردم خوابیده اند و ما ، غر غر کردیم و توپمان را محکمتر به دیوار کوبیدیم ، وبلاگخوشبختیکلمه را ندیدیم یا ، نخواستیم ببینیم شاید ، اما ، حال

  • رفیق جانم ، هرکجا که هستی ، هر چند ساله که هستی ،
    با تمام گرفتاریهای تمام نشدنی که همه مان داریم ،
    فردا را ، قدر بدان ،
    خوشبختی های کوچکت را بشناس و بفهم و باور کن

    برای بوییدن دامان مادرت که هنوز داریش ، برای بوسیدن دست پدرت که هنوز نمیلرزد ، هنوز هست ،
    بهانه کن برای به آغوش کشیدن یک دوست ، برای تقدیم یک شاخه گل به همسرت ،
    رفیق جانم ، خوشبختی ها مانا نیستند ،
    اما ، میشود تا هستند زندگیشان کرد ، نفسشان کشید ... ❤یادمان باشد بزرگترین خوشبختی "عشق "است ❤️

برچسب: نویسنده: باربد اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:33

صفحه بندی